توسط تنهایی in بدون موضوع
فردا ازآن ماست آن مرد رفت گفت این راه رفتنی است حتی بدون پا حتی بدون دست آن مرد رفت گفت درامتداد آن پیمان درآلست باید زجان رهید باید زدل گست آن مرد رفت گفت مولایمان حسین چشم انتظار ماست برخیز همسفر فردا ازآن ماست بیشتر »
