توسط تنهایی in بدون موضوع
در حسرت تو خون شده چشم نگارها ای انتظار آخر چشم انتظار ها ای آشنا تر از همه، این دیده کور باد نشناخته اگرچه تو را دیده بارها خار طمع به چشم و به پا ریسمان ترس افتاده ایم بی تو در این گیر و دارها جز اشک ناشیانه و جز آه پشت آه دیگر چه چشم داشتی از تازه… بیشتر »
